خدایا ..... در جاده ی زندگی نشانی بگذار تا به دنبال تو آن را طی کنم . « ای سی تی کمجان» نشانی است از سمت حضرتِ دوست بر راهِ زندگیِ بنده ی کوچکش تا در پیچ و خمِ تجربه ها ، سبد سبد لطف و کرامت را از سفره ی پر نعمتِ دوستیِ خدا بر چیند . Ict komjan تلفیقی است از عاشقی ها .... « عشق به کُمجان » که صدایِ نفس هایش برای من زیباترین موسیقیِ عشق است و نگاه گرمش همیشه اشک را در چشمانم آب می کند ، زندگی را دوست دارم چون در خطوط چهره ی او نوشته است . « عشق به ای سی تی » که در بند بندِ خدمتگزاری اش شوق ِرضایت خداوند نهفته است . و من ...... در بَندِ این عاشقی ها ، افتخار خدمت گزاری در مرکز ای سی تی کُمجان را در سینه می پرورانم و این ابرازِ عشقی است به ساحتِ مقدّس وطن .
شاید پسندیده تر آن بود که در آخرین روزهای سال 86 آپی می گذاشتیم و دیداری تازه می کردیم و التماس دعایی در سال 87 می گفتیم .
وظیفه های آخر سال پست بانک دست و بالمان را بست و ما را از این نعمت محروم ساخت اما امروز دست تقدیر یاری مان کرد تا عیدانه مان را در هفتمینروز سال 87 تقدیم تان کنیم .
نظر به لطف دوستان بازدید کننده از وبلاگ و به سفارش عزیزان این بار قصه گویی مان را از فصل زیبای بهار می خوانیم و پرده از وصف کمجان و ای سی تی برداشته و دل به سفره ی هفت سین عید نوروز باستانی ایرانی ها می سپاریم .