خدایا ..... در جاده ی زندگی نشانی بگذار تا به دنبال تو آن را طی کنم . « ای سی تی کمجان» نشانی است از سمت حضرتِ دوست بر راهِ زندگیِ بنده ی کوچکش تا در پیچ و خمِ تجربه ها ، سبد سبد لطف و کرامت را از سفره ی پر نعمتِ دوستیِ خدا بر چیند . Ict komjan تلفیقی است از عاشقی ها .... « عشق به کُمجان » که صدایِ نفس هایش برای من زیباترین موسیقیِ عشق است و نگاه گرمش همیشه اشک را در چشمانم آب می کند ، زندگی را دوست دارم چون در خطوط چهره ی او نوشته است . « عشق به ای سی تی » که در بند بندِ خدمتگزاری اش شوق ِرضایت خداوند نهفته است . و من ...... در بَندِ این عاشقی ها ، افتخار خدمت گزاری در مرکز ای سی تی کُمجان را در سینه می پرورانم و این ابرازِ عشقی است به ساحتِ مقدّس وطن .
مرد کوهنوردی تصمیم گرفت از بلندترین کوه جهان صعود کند.او مدت ها مطالعه کرد، وسایل مورد نیاز را فراهم ساخت وپس از چندی آماده حرکت شد.از انجا که این کاررا افتخاربزرگی می دانست واین افتخاررا فقط برای خود می خواست،لذا به تنهایی صعود از کوه را آغاز کرد.او ساعت ها کوه پیمایی کرد تااینکه شب فرا رسید وتاریکی،بلندی های کوه را فرا گرفت.به طوری که مرد کوهنورد اصلاً دید نداشت.ابر،روی ماه وستارگان را پوشانده بود وشب همه جا را غرق در ظلمت وسیاهی کرده بود.