خدایا ..... در جاده ی زندگی نشانی بگذار تا به دنبال تو آن را طی کنم . « ای سی تی کمجان» نشانی است از سمت حضرتِ دوست بر راهِ زندگیِ بنده ی کوچکش تا در پیچ و خمِ تجربه ها ، سبد سبد لطف و کرامت را از سفره ی پر نعمتِ دوستیِ خدا بر چیند . Ict komjan تلفیقی است از عاشقی ها .... « عشق به کُمجان » که صدایِ نفس هایش برای من زیباترین موسیقیِ عشق است و نگاه گرمش همیشه اشک را در چشمانم آب می کند ، زندگی را دوست دارم چون در خطوط چهره ی او نوشته است . « عشق به ای سی تی » که در بند بندِ خدمتگزاری اش شوق ِرضایت خداوند نهفته است . و من ...... در بَندِ این عاشقی ها ، افتخار خدمت گزاری در مرکز ای سی تی کُمجان را در سینه می پرورانم و این ابرازِ عشقی است به ساحتِ مقدّس وطن .
15 روز از ماه رمضان گذشت .......... ( از هر دری و هر سخنی )
زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود. مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟ که در این دنیا هر دلی خراباتی شد گویا ابدی جاویدان شد. من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای جز می به من ارزانی نمیدارد
« میلاد باسعادت سبط اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد »
نوشته شده توسط نويسنده ي پست قبلي در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387