خدایا ..... در جاده ی زندگی نشانی بگذار تا به دنبال تو آن را طی کنم . « ای سی تی کمجان» نشانی است از سمت حضرتِ دوست بر راهِ زندگیِ بنده ی کوچکش تا در پیچ و خمِ تجربه ها ، سبد سبد لطف و کرامت را از سفره ی پر نعمتِ دوستیِ خدا بر چیند . Ict komjan تلفیقی است از عاشقی ها .... « عشق به کُمجان » که صدایِ نفس هایش برای من زیباترین موسیقیِ عشق است و نگاه گرمش همیشه اشک را در چشمانم آب می کند ، زندگی را دوست دارم چون در خطوط چهره ی او نوشته است . « عشق به ای سی تی » که در بند بندِ خدمتگزاری اش شوق ِرضایت خداوند نهفته است . و من ...... در بَندِ این عاشقی ها ، افتخار خدمت گزاری در مرکز ای سی تی کُمجان را در سینه می پرورانم و این ابرازِ عشقی است به ساحتِ مقدّس وطن .
... روزها می گذرند اما ......... ( هزار و یک داستان ای سی تی )
سلام
این روزها اوضاع طوری رقم می خوره که اصلا حال و حوصله ای برای آپ کردن و کار کردن نداریم .
مرکزمون از ریخت و قیافه افتاده ، دل و دماغ کار کردن نداریم خلاصه روزگار خوش و خرمی که یک سال برای ساختن و سرزنده نگاه داشتنش تلاش کردیم داره به پائیزِ عمرش می رسه مثل حوصله و ذوق و شوق ما !
هنوز هیچ اتفاق خوبی نیفتاده که بشه به ادامه دادن امید داشت و هنوز هیچ روزنه ای روبه سوی موفقیت در این تقدیر باز نشده ! و ما بلاتکلیف 8 صبح روزها مون را به ساعت 6 عصر می رسونیم و به خانه بر می گردیم .
الهی خودت کمک کن نه به من به تمام ای سی تی کارانی که هنوز عشق خدمت در این مرکز تو وجودشون سو سو می زنه .
نوشته شده توسط نويسنده ي پست قبلي در چهارشنبه بیستم آذر 1387