|
پای گفته های ای سی تی کار کمجان
|
در جاده ی زندگی نشانی بگذار تا به دنبال تو آن را طی کنم .
« ای سی تی کمجان» نشانی است از سمت حضرتِ دوست بر راهِ زندگیِ بنده ی کوچکش تا در پیچ و خمِ تجربه ها ، سبد سبد لطف و کرامت را از سفره ی پر نعمتِ دوستیِ خدا بر چیند .
Ict komjan تلفیقی است از عاشقی ها ....
« عشق به کُمجان » که صدایِ نفس هایش برای من زیباترین موسیقیِ عشق است و نگاه گرمش همیشه اشک را در چشمانم آب می کند ، زندگی را دوست دارم چون در خطوط چهره ی او نوشته است .
« عشق به ای سی تی » که در بند بندِ خدمتگزاری اش شوق ِرضایت خداوند نهفته است .
و من ......
در بَندِ این عاشقی ها ، افتخار خدمت گزاری در مرکز ای سی تی کُمجان را در سینه می پرورانم و این ابرازِ عشقی است به ساحتِ مقدّس وطن .
موضوعات
هفته اوّل بهمن 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
پاییز در مهمانی کمجان ( قصه کمجان من و شما )
دوستان سلام
انگار ما باید همیشه با یک معذرت خواهی پستمون را شروع کنیم
ببخشید اگه دیر به وعده مون عمل کردیم و برای آپ کردن تازه دیر اقدام شد .
بالاخره مشکلات و اتفاقاتی سر راه آدم سبز می شه که نمی ذاره همیشه خوش قول و خوش عمل باشی .
امروز در خدمتتون هستم با یه چند تا عکس از طبیعت زیبای پاییز کمجان البته پاییز هنوز همه اون قشنگی هاش را به ما نشون نداده اما به قول قدیمی ها این یه در سبزی هست که تا آخر باغ بیایی داخل !!!!!!!!
بهونه ی امروز ما برای دیدار شما که باعث فیض بردن ما از حضور گرمتون در وبلاگ شد ، طبیعت بکر و قشنگ پائیز کمجان است .
شما هم اگه عکسی از کمجان ، طبیعت و هر چیز دیگه ای که می دونید می تونه به زیبایی توصیف ناپذیر این روستا کمک کنه ما در خدمتیم . مشتاقیم تا این دست ها که روی همند تا جلایی به وسعت همیشه پهناور زیبایی های روستا بدهند تکانی بخورند و خودی نشان دهند .
من کوچکترین دستم که منتظر گرمی دست های شما بزرگان هستم .
نوشته شده توسط نويسنده ي پست قبلي در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387
لينك مطلب
حال و هوای رمضان در کمجان ( قصه کمجان من و شما )
سلام
امروز در خدمت شما هستم با مطلبی که به حق بود همون روزهای اوّل ماهِ خوبِ خدا ، رمضان ، براتون آپ می کردم .
ولی سعادت چیزی هست که همیشه از آدم سلب می شه و خدا این سعادت را نصیب من بنده اش نکرد تا بهترین تقدیر را از همولایتی هایم به جای آورم .
ولی با این حال بر خود وظیفه دانستم تا با اندک تلاشِ شبانه روزی و طاقت فرسای دوستداران امام علی (ع) آشنایتان سازم . برگِ تقدیر را امروز به این بهانه ورق می زنیم که خادمان مولایمان را در روزهایی که متعلق به اوست به تقدیر و سپاس بنشانیم .
نوشته شده توسط نويسنده ي پست قبلي در شنبه ششم مهر 1387
چشم اندازهای تازه ای از کمجان ( قصه کمجان من و شما )
سلام
به سفارش دوستی که نمی دانم آشناست یا غریب ولی می دانم بازدید کننده ای از این وبلاگ است ، امروز نمایی از کوچه پس کوچه های زیبای سنگفرش شده ی روستا را برایتان به نمایش می گذارم .
امیدوارم خوشتون بیاد و عزم سفری هر چند کوتاه را به اینجا داشته باشید .
نوشته شده توسط نويسنده ي پست قبلي در پنجشنبه چهارم مهر 1387
رمز سرسبزی کمجان ( قصه کمجان من و شما )

سرسبزی دشت ها و باغ های کمجان ، درختان سر به فلک کشیده ی روستا نتیجه ی پنجه های پرکار مردان و زنانی است که آب را به پای بوسی شان می آورند تا عطش نشسته بر ریشه و خاکشان را رفع کنند .
اهالی روستای کمجان با دو قنات سرشار از آب گوارا که به قنات ده و قنات باقوس معروفند زمینها و دشت های تشنه شان را سیراب می کنند .
نوشته شده توسط نويسنده ي پست قبلي در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
السلام علیکما یا شاهزاده ایوب و جمیله خاتون علیهما السلام ( قصه کمجان من و شما )

شه زاده ای که راحت روح پیمبر است
ایوب نور دیده ی موسی بن جعفر است
نوشته شده توسط نويسنده ي پست قبلي در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386
شعر و عشق ( قصه کمجان من و شما )
حسین حسین زاده کمجانی ، سرشار از عشق و ایمان ، استاد آرایش کلمه ، نقاش قافیه و غزل ، معلم سخن سرایی و دهقان احساس و عاطفه .
دارنده ی اثری ارزشمند ، با انبوهی از غزل های ناب : «دیوان حامد »
نوشته شده توسط نويسنده ي پست قبلي در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386
برگی از دفتر عمر ( قصه کمجان من و شما )
این ها خاطراتی است که از پشت نگاه های منتظر پیرمردان و زنان سالخورده روستا به خوبی می توان دید . روزهایی که با جشن و سرور به آبادانی روستا خاتمه یافت و دریچه ای از امید و عشق را به آنان هدیه کرد . خاطراتی از روزهای خوب خدا با بندگانی تلاشگر از خطه سرسبز روستای کمجان .
نوشته شده توسط نويسنده ي پست قبلي در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386
شروعی متفاوت ( قصه کمجان من و شما )
قریب به 1000 سال است که این قطعه از زمین خدا میزبان جان مردگانی است که روحشان پرواز را تجربه کرده است و جسم شان به سوی خدا رفتن را بوسه زده است .
نوشته شده توسط نويسنده ي پست قبلي در چهارشنبه هفتم آذر 1386
سلام علیک ( قصه کمجان من و شما )
سلام . سلام واژه آغاز آَشنا شدن است.
از امروز این وبلاگ راه اندازی می شه تا شما را با یک دفتر خدمات ارتباطی در یک روستای زیبا آشنا کنه .
نوشته شده توسط نويسنده ي پست قبلي در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386
مطالب پیشین
![]()
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
ictkomjan.blogfa.com
The Template Designed By Hamid Alavi @
www.ictiran.mihanblog.com